وقتی از «فرهنگ وکالت» سخن میگوییم، منظور صرفاً رفتار وکلا یا مسائل صنفی آنان نیست. فرهنگ وکالت، بخشی از فرهنگ حقوقی جامعه است و به مجموعه نگرشها، باورها، انتظارات و الگوهای رفتاری مردم در قبال نهاد وکالت و استفاده از خدمات حقوقی اشاره دارد.
به بیان دیگر، پرسش اصلی این است که مردم وکیل را چگونه میبینند؟ تا چه اندازه به او اعتماد دارند؟ در چه شرایطی مراجعه به وکیل را ضروری میدانند؟ چه انتظاراتی از وکیل دارند؟ و چه عواملی آنان را به مراجعه یا عدم مراجعه به وکیل سوق میدهد؟
در این پژوهش، فرهنگ وکالت را از خلال چند مؤلفه بررسی کردیم؛ از جمله نگرش به وکیل، فرهنگ مراجعه به وکیل، انتظارات مردم از وکیل، توانایی مالی برای استفاده از خدمات حقوقی، آموزش حقوق شهروندی، ادراک از فساد در نظام قضایی و امنیت حرفهای وکلا.
بنابراین، فرهنگ وکالت فقط درباره وکلا نیست؛ بلکه درباره رابطه جامعه با نهاد وکالت است. هرچه این رابطه بر پایه آگاهی، اعتماد و شناخت بیشتر شکل بگیرد، امکان بهرهمندی شهروندان از حق دفاع و دادرسی عادلانه نیز افزایش خواهد یافت. این دقیقاً همان مسئلهای بود که کتاب تلاش کرد با روش شناسی ترکیبی کیفی-کمی و با اتکا به دادههای میدانی آن را مطالعه کند.







